تبليغاتX
حرف هاي دل

حرف هاي دل

**تا چیزی از دست ندهی ، چیز دیگری بدست نخواهی آورد، این یک هنجارهمیشگی است. **

 

خدا رو ميخوام نه واسه اينكه ازش چيزي بخوام
خدا رو ميخوام نه واسه مشكل و حل غصه هام
خدا رو دوست دارم نه واسه ي جهنم و بهشت
خدا رو دوست دارم ولی نه واسه ي زيبا و زشت
خدا رو ميخوام نه واسه ي خودم كه باشم يا برم
خدا رو ميخوام نه واسه ي روزاي تلخ آخرم
خدا رو مي خوام نه واسه ي سكه و سكو يا مقام
خدا رو ميخوام كه فقط تو رو نگه داره برام


خدا رو دوست دارم واسه اينكه تو رو بهم داده
خدا رو دوست دارم چون عا شق بودن و يادم داده
خدا رو دوست دارم چون عاشقا رو خيلي دوست داره
خدا رو دوست دارم چون عاشق و تنها نميزاره
خدا رو دوست دارم واسه اينكه حواسش با منه
خدا رو دوست دارم آخه هميشه لبخند مي زنه
خدا رو دوست دارم واسه اينكه من و تو با هميم
خدا رو دوست دارم چون مي دونه ما عاشق هميم

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/08/18ساعت 11:36  توسط نسیم  | 

 

عشق من باش

جون من باش

نذاری یه روز این دل رو تنهاش

ای دیوونه دوست دارم

نمیتونم از تو چشم بردارم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/13ساعت 9:7  توسط نسیم  | 

 

ســـــــــــــــــــلام ســـــــــــــــــــلام

بچه ها یه خبر خیـــــــــــــلی جنجالی دارم براتون

نسیـــــــم داره  "عـــروس"  میـشه   

 

گِله نکنید

به خدا خودم هم غافلگیر شدم،

اصلاً فکر نمیکردم به این زودی ها بشه،

هر کس میشنوه شوکه میشه  -------->

میبینید قسمت چیکار میکنه با آدم ؟

برای خودم هم جالب بود .

درست دو هفته بعد از عروسی نوشین ،

پنج شنبه ۳۰ مهر مراسم خواستگاری  بود.

نمیدونید چه استرسی بود.

دستهام شده بود  آبشار نیاگارا  

احساس میکردم همه دارن منو نگاه میکنند .

وای خیلی باحـــال بود !

مخصوصاً وقتی چای رو آوردم ،

خلاصه که    منم رفتیم قاطی مرغ ها،

خبرهای بعدی رو  میام براتون کامل توضیح میدم.

 

" برامون دعا کنید "

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/06ساعت 11:31  توسط نسیم  | 

 
یکی بود یکی نبود
تا شروع شد قصه مون
می دونستم که تکی مثل ماه آسمون
می دونستم تو عزیزم قدر عشقو می دونی
می دونستم تو همونی که همیشه می مونی
آره منم دوست دارم محاله تنهات بذارم
تو وصله ی جون منی منم فقط تو رو دارم
غیر دوست داشتن تو دیگه چیزی ندارم
همه عمر من تویی و بی تو من کم میارم
ماه من ، واسه من از تو بهتر کسی نیست
بیا تو کتاب عشق فصلی تازه بنویس
بگو منم دوست دارم
محاله تنهات بذارم
تو وصله ی جون منی منم فقط تو رو دارم
آره منم دوست دارم محاله تنهات بذارم
تو وصله ی جون منی منم فقط تو رو دارم
تک تک ثانیه هام با تو رویایی می شه
تو سکوت لحظه هام ببین چه غوغایی می شه
روی چشمام جا داری اگه منت بذاری
منو از خودت بدونی و بگی دوسم داری
آره منم دوست دارم محاله تنهات بذارم
تو وصله ی جون منی منم فقط تو رو دارم
آره منم دوست دارم محاله تنهات بذارم
تو وصله ی جون منی منم فقط تو رو دارم

آره منم دوست دارم محاله تنهات بذارم
تو وصله ی جون منی منم فقط تو رو دارم ، منم فقط تو رو دارم
+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/02ساعت 9:1  توسط نسیم  | 

 

سلام 

خوبید ؟

بابت غیبت چند روز اخیر معذرت

مرخصي بودم 

سرم حسابی گرم "عروسی" و "پاتختی" و "مادر زن سلام " و این صحبت ها بود 

پنجشنبه یه روز خیــــــلی رویایی بود

نوشین توی لباس عروسی مثل  مـــاه شده بود  

نه اینکه خواهرش باشم بگم ها، همه ميگفتند.

البته هومن هم خيــــلي خوب شده بود.

نمیدونید چه حسی داشتم

از خوشحالی نمیدونستم چیکار کنم! 

هر دوشون مثل فرشته ها  بودند

( قربونشون برم من )

خلاصه كه خيــلـــي خوش گذشت، جاتون خالي.

يه شب خيــلي خيــلي به ياد ماندني بود.

امروز هم رفتند مــاه عسل --->  كيش

البته ناگفته نماند كه سفرشون با هتل ۵ ستاره  و تمام امكانات كادوي من بود.

( چيكار كنم ، خواهر عروسم ديگه )

 

ان شاءالله  قسمت همه مجردها  بشه  ،  آمين  

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/07/19ساعت 8:49  توسط نسیم  | 

 

سلام سلام

باز یه سال تحصیلی دیگه شروع شد.

اين دومين ساله كه  من  نه محصلم ، نه دانشجو !

شاغلم!

چه بد !!!

دیشب خیابون ها غلغله بود

همه بچه ها با مادر و پدر هاشون ریخته بودند بیرون ،

تا لحظه ی آخر خرید  کنن

نميدونيد چه خبر بود

منم رفتم تو فضاي اون موقع ها

چه حالي ميدادهـــا  

خيلــــي خوش ميگذشت

يادش بخير 

 

عزمم رو جزم كردم كه  امسال دوباره  دانشجو  بشم.

دعا كنيد واسم ،

اميدوارم بتونم ،

دلم براي شور و هيجان و اون محيط گرم دانشگاه خيلي تنگ شده.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/07/01ساعت 10:44  توسط نسیم  | 

 

ديشب بارون كه مي اومد بيرون بوديم ،

چند وقت بود هوس راه رفتن زير بارون رو كرده بودم ، اما هر دفعه نميشد

بالاخره تونستم برم زير بارون راه برم

فكر كن قطره هاي بارون آروم آروم بخوره روي صورتت

خنك بشي

خالي بشي

...

واقعاً زير بارون قدم زدن چه حالي ميده!

 به قول رها جون :

"هزار رحمت به وفاي باران، تو نيامدي اما  باران آمد"

 

امروز هم هوا عالي بود.

دقیقاً عین هوای شمال بود.

بوی نم بارون ديشب میزد توی مشامت ،

يه حال عجيبي بهت دست ميداد ،

توي پارك كه قدم زنان داشتم مي اومدم

كلاغ ها از اين سر پارك تا اون سر  هي ميومدن و ميرفتن

همه يه جورايي انگار خون تو رگهاشون جريان پيدا كرده بود،

چقدر تاثير داره اين آب وهوا !!!

 

راستي امروز تولد شناسنامه ايمه

 جدي جدي دو دهه از عمرم گذشت.

هي روزگار !!!

 

اينم فال امروز :

 بر سر آنم که گر ز دست برآید                       دست به کاری زنم که غصه سر آید

خلوت دل نیست جای صحبت اضداد                دیو چو بیرون رود فرشته درآید

صحبت حکام ظلمت شب یلداست                 نور ز خورشید جوی بو که برآید

بر در ارباب بی​مروت دنیا                                چند نشینی که خواجه کی به درآید

ترک گدایی مکن که گنج بیابی                       از نظر ره روی که در گذر آید

صالح و طالح متاع خویش نمودند                     تا که قبول افتد و که در نظر آید

بلبل عاشق تو عمر خواه که آخر                      باغ شود سبز و شاخ گل به بر آید

غفلت حافظ در این سراچه عجب نیست            هر که به میخانه رفت بی​خبر آید

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/06/26ساعت 9:11  توسط نسیم  | 

 

 ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست        حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالیست

                                                              ***

 سلام دوستهای ماه عسلی خودم

به سفارش آقای پیام ابراهیم پور تهیه کننده موفق برنامه " ماه عسل "

خواستم به اطلاعتون برسونم که :

امشب از ساعت ۸:۳۰  تا ۹:۳۰  شب

تو روابط عمومی صدا و سیما عوامل برنامه ماه عسل جوابگوی بینندگان عزیز هستند.

امیدوارم  با تماس هاتون و نظرها و پیشنهادهاتون خوشحالشون کنید.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/06/24ساعت 8:54  توسط نسیم  | 

 

این شبها فرصتیه برای جبران كارهاي گذشته

اگه لغزیدیم ، اگه اشتباهی کردیم ،

خدا يه بار ديگه لطف كرد 

يه بار ديگه اين شبها رو بهمون نشون داد

 يه بار ديگه گفت بيا

درهاي رحمتم به روت بازه

تو فقط بيا

اگه بدي، اگه خيلي جاها اشتباه كردي ،

 اگه ...

 

بيا

فقط  بيا

 

( ياد تيتراژ برنامه ماه عسل افتادم. )

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/06/18ساعت 10:0  توسط نسیم  | 

 

بگو ، دوباره صدايم كن
دوباره در ذهنت مرا به ياد بياور
اسمم ، يادم و نوشته هايم …

نگاهم كن كه مدتي است نديده ام نگاهت را ...
نگاه كن ، ببين چه ساده شكستم !
چه ساده و تنها
به فراموشي سپرده شدم ...
ببين منم نشسته به زانوي غم ...
اكنون من ، تنها ،در زمزمه سرد زمستان

در آغاز بهاری بی فروغ...
به ياد تو سكوت ميفروشم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/06/09ساعت 14:53  توسط نسیم  |